ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

898

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

اسلامى نامبردارند و گروهى از آنان در حجاز و كوفه و بصره و آنگاه برخى در شام و مصر بسر ميبرده‌اند و همهء آنان در عصر خويش نامور و مشهور بوده‌اند . و شيوهء مردم حجاز در زنجيرهء حديث برتر و در صحت استوارتر از ديگران بوده است ، زيرا آنان در شرايط نقل حديث مانند عدالت و ضبط سختگيرى ميكرده و از قبول گفتارهاى راويان گمنام و ناشناس دورى مىجسته‌اند ] . و سند [ 1 ] طريقهء حجازى پس از سلف امام مالك عالم مدينه ، رض ، بود و سپس اصحاب او مانند امام ابو عبد الله محمد بن ادريس شافعى [ ، رض ، و ابن وهب و ابن بكير و قعنبى و محمد ابن حسن و پس از ايشان ] [ 2 ] امام احمد بن حنبل و نظاير ايشان بدين پايگاه نائل آمدند . و دانش شريعت در آغاز كار نقل صرف بود [ و در آن بحث و انديشه و رأى و تعمق در قياس وجود نداشت ] [ 2 ] كه سلف بدان قصد كردند و صحيح آن را جستند تا آن را تكميل كردند . و مالك ، رح ، كتاب الموطأ را [ به شيوهء حجازيان ] [ 2 ] تدوين كرد و در آن اصول احكام صحيحى را كه همه بر آنها همرأى و متفق بودند بنوشت و آن را بر حسب ابواب فقه مرتب كرد . سپس حافظ [ 3 ] شناسائى طرق احاديث و زنجيره‌هاى مختلف [ حجازى و عراقى و جز اينها ] [ 2 ] را مورد توجه قرار داد و چه بسا كه اسناد حديث از طرق متعدد و راويان گوناگون مىباشد [ و گاهى در برخى از احاديث طريق و راوى آن يكى است و در فصول فقه احاديث بر حسب اختلاف معنىهائى كه مشتمل بر آنها مىباشند به انواع گوناگون و مكرر آورده مىشوند ] [ 4 ] و آنگاه محمد بن اسماعيل بخارى كه در عصر خود پيشواى محدثان بود پديد آمد [ و دايرهء روايت را توسعه بخشيد ] [ 2 ] و در مسند خويش بنام صحيح احاديث سنت را بر حسب ابواب هر يك تخريج كرد و كليهء طرق حجازيان و عراقيان و شاميان را نيز در نظر

--> [ 1 - ) ] « سيد » در چاپ ( پ ) ولى صحيح « سند » است . [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت نيست . [ 3 - ) ] ظاهرا منظور حافظ مزنى است كه از شاگردان نووى بوده است . رجوع بطبقات الشافعيهء ابو بكر ابن هداية الله الحسينى ص 87 - 88 شود . [ 4 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت چنين است : « و گاهى حديث بر حسب اختلاف معنىهائى كه مشتمل بر آنها مىباشد در فصول متعدد آورده مىشود » .